(( ناز ))
ای ناز ناز نازنین با نازنینان ناز کن
از ما رفیقان درگذر با نارفیقان ناز کن
ای راز باز پر طنین با نکته دانان یار شو
از بزم پیران درگذر با نوجوانان ناز کن
ای ساز ناز دلنشین با دلنوازان راز گو
از ما خموشان درگذر با عندلیبان ناز کن
ای شاهباز در کمین با بینوایان یار شو
از ما گدایان درگذر با شهریاران ناز کن
ای جان جان عارفان بر شعر مومن ناز کن
از ما عزیزان درگذر با جان جانان ناز کن
معنی بیت اول: در عبارت ای ناز ناز نازنین دو کلمه ی ناز
دارای کسره می باشد .
ای دلبر ناز و ای دلبر نازنین برای خوبرویان عشوه کن
نه برای ما .
ای دلبر ناز از عشوه با رفیقان خودداری کن و نازت را
برای نارفیقان نگه دار .
( اسب )
از صبح تا غروب
مي گردد اسب پير
با چشمهاي بسته به گرد خودش مدام
تا كوزه هاي خالي عصار پر شوند
از روغن گياه
هر روز اسب گيج
در ذهن خود تمامي آفاق طي كند
اما به وقت عصر
بيند كه ايستاده همان نقطه ی نخست
اي خسته اسب پير
ما نيز همچو تو
درعالم مجازي رويا شناوريم
ليكن دو چشم ما
تا مرگ بسته است

اسطوره 
کسی هرگز به گلدانهای خشک قلب ما آبی نخواهد داد.
کسی هرگز کنار کوچه های شهر ما نرگس نخواهد کاشت.
کسی هرگز کبوترهای زیبا را به اوج آسمان دعوت نخواهد کرد.
دل از افسانه ها بر کن .
کسی پیدا نخواهد شد .
مکن دل خوش به هر باریکه راه خالی مهجور
مبین هر کهنه چرمی را درفش کاوه ی رنجور
دل از اسطوره ها بر کن .
و بتهای حریم ذهن را با تیشه ی اندیشه ات بشکن .
تو خود اسطوره خواهی شد .
اگر باور کنی خود را
از هم قفس شدن
تا هم نفس شدن
بسیار فاصله ست
هیچ رودخانه ای را نمی توان با
سیم خار دار مسدود کرد .
در باورم هنوز
نا باورانه خود
باور نگشته ام
در نمایشنامه ی جهان انسان بدون نقش
نیست .
در شهر بی نگاه
آیینه ارزشی
پیدا نمی کند
ماهی ها در سراب غرق می شوند.
در ذهن یک کویر
بی آبی زمین
قانون خلقت است
بین دوزخ و بهشت فاصله ای نیست .
اندیشه های تنگ
با یاری تفنگ
احیا نمی شوند
عمق خوشبختی را نمی توان اندازه
گرفت .
خورشید آسمان
از ترس سایه اش
پنهان نمی شود
کاخ عشق بر روی سطح آ ب بنا
شده است .
با نعره ی تفنگ
معراج یک فشنگ
آغاز می شود
کتاب سفید پرفروش ترین کتاب جهان
است .
سیمای آسمان
در برکه ی زمین
وارونه گشته است
برخی ماهی ها قلاب بدون کرم را
هم گاز می زنند .
نادانترین بشر
نادانترین خدا
پروردگار اوست
انسان حتی زمان افتادن یک سیب را هم
نمی تواند پیش بینی کند .
اولین پرسش را
آخرین پاسخ نیز
بی گمان کافی نیست
زنده نمودن مردگان آن دنیا از زنده نمودن
مردگان این دنیا ساده تر است .